بررسی جنبه های حماسی در هنر قصه گوی تصویری پرده خوانی

پرده خوانی

 

پرده‌خوانی نوعی از قصه‌گویی حماسی با استفاده از پرده‌های نقاشی است که روی پرده‌ها صحنه‌هایی از داستان‌های حماسی، اسطوره‌ای و مذهبی ترسیم می‌شوند. تلفیق سه عنصر کلام، تصویر و اجرا (بازی­گری) باعث شده است که این هنر مؤثرترین و نمایشی‌ترین شکل قصه‌گوییِ حماسی در میان هنرهای سنتی ایران به­شمار آید. پرده‌خوانی، با وجود برخورداری از اوصاف منحصربه‌فرد، در مقایسه با دیگر هنرهای ایرانی، به‌طور دقیق بررسی نشده است. در این مقاله کوشش می­شود به مباحثی مانند چیستی ریشه‌های پرده‌خوانی و چگونگی اجرای آن و نیز بررسی جنبه‌های حماسی این هنر قصه‌گوی تصویری بپردازد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سابقه و ریشة هنر پرده‌خوانی به پیش از اسلام و مشخصاً دوران ظهور مانی، پیام­بر نقاش ایرانی، بازمی‌گردد. پس از اسلام و به‌ویژه در روزگار صفویه، توجهی فراوان به پرده‌خوانی شد و این هنر توسعه یافت. زیرا به‌علتِ برخورداری از جنبه‌های حماسی، هنری وحدت‌بخش تلقی شد. براساسِ پژوهش‌ها، وجه حماسی این هنرِ دیرینه از روایت‌های شاهنامة فردوسی و حماسه‌های مذهبی (به‌عنوانِ متون و منابع اصلی روایت‌های پرده‌خوانان) اخذ شده است. حماسة موجود در روایت به دو رکن دیگر پرده‌خوانی یعنی نقاشی و بازی­گری وجهی حماسی بخشیده است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان پرده‌خوانی را هنر حماسیِ قصه‌گوی تصویری نامید.

دکتر مجتبی مقصودی

قصه گوی حال و روز مردم

قصه گوی حال و روز مردم یادداشتی در باره مستند داستانی "محمد علی علومی؛ قصه گوی مردم"

دکترمجتبی مقصودی

مستند داستانی “محمد علی علومی؛ قصه گوی مردم” به کارگردانی مجید فدائی، روایتی مستند از نویسنده، اسطوره‌شناس، پژوهشگر و طنزپرداز معاصر ایرانی محمد علی علومی است که خود استاد علومی به عنوان راوی داستان، گوشه هایی از فرهنگ، سنت، تاریخ، وضعیت حال جامعه ایران را به تصویر می کشد که در لابلای این تصویرپردازی، روایتی ساده و بی غل و غش از زندگی این نویسنده ی توانا را نیز شامل می شود.

فیلم با حرکت قطار آغاز و با حرکت قطار در مسیر کویر و در لابلای سنگلاخ های کف ریل خاتمه می یاید. حرکت دائم این قطار و گردش تصویر دوربین گاه به جلو و گاه به عقب مسیر حرکت این قطار و درون کوپه ها، تصویری از گذشته، حال و آینده فرهنگ این مرز بوم را تداعی می کند که علیرغم همه ی مشکلات همچنان در حرکت و تغییر است؛ هر چند در گذر زمان بیش از آنکه به جلو و آینده نگاهی داشته باشد بیشتر به گذشته نظر داشته و گاه با مصائب و بروز مشکلات سرنشین اصلی آن یعنی استاد محمد علومی که راوی داستان پرنشیب و فراز این فیلم است غم زده از چنین حال و روزی  و در غم وضعیت مردم دچار کابوس و حسرت می شود.

مستند قصه گوی مردم پرتره ای آموزشی است که باید چند بار دید تا به فهم عمیق از چرایی انتخاب صحنه ها و روایت ها و داستان ها از سوی کارگردان پی برد. صحنه ها و لوکیشن های انتخابی در این فیلم از زندگی روزمره و اجتماعی مردم جدا نیست. بازار سنتی کرمان، حمام عمومی و قدیمی، آرامستان، سینما، آرایشگاه و گفتگوی بی آلایش با مردم کوچه و بازار و گوش دادن به تجربیات و درد دل مردم، راوی فیلم را به مخاطب دردآشنا تبدیل نموده که به پشتوانه آن به خلق آثار خود پرداخته و با افتخار وی را به قصه گوی مردم و راوی مردمی تبدیل کرده است.

روایت ساده و روان محمدعلی علومی در فیلم یک ساعته قصه گوی مردم، پرتره ای تمام نما و نمونه وار از گذشته تا بحال با چشم اندازهایی نه چندان روشن از ملتی را به پیش چشم می آورد که خالق شاهکار های بزرگ و تمدنی کهنسال بوده است. روایت زلزله بم با ضجه های زنان، صدمات و لطمات فراوان و تخریب وسیع ارک بم و دیگر آثار باستانی و به فراموشی سپرده شدن آن، قصابی الاغ در جامعه ی فقر زده که در فرهنگ عامیانه بسیاری از کشورها نماد حماقت و لجاجت است و بعد صرف متجاهلانه ی کباب با رایحه و بوی گوشت تازه و یا گفتگو راوی داستان با خدا در آخرین سکانس و گلایه های بی پرده از خالق هستی و دعوت به گفتگو و تجدید نظر در سیاست ها و رویکردها  و یا بازخوانی نامه سرگشاده و بی پرده به رئیس جمهور برای ثبت در تاریخ، همگی نخ تسبیح درون مایه اصلی این فیلم ارزیابی می شود که با ضرب آهنگ خویش ذهن و روح مخاطب را با خود درگیر می سازد.

اتوبیوگرافی قصه گوی مردم در عین سادگی و روانی گفتگوها و جوهره ی عامیانه ی و فهمای خود که تماشاگر را به عمق زندگی مردم از آهنگر، آرایشگر و جامه دار و… می برد؛ کارگاهی آموزشی برای مخاطبان و علاقمندان علمی هم هست که چگونه اجزاء خلق یک اثر ماندگار داستانی را بیاموزند؛ طرح مباحث دقیق و تخصصی نظیر؛ قرینگی سمبل آرامش و ثبات، ضرورت پیش روندگی طنز و تراژدی در آثار ماندگار نظیر شاهنامه فردوسی، نحوه ی تبدیل رعیت بدون حق به ملت صاحب رای و حق در جریان انقلاب مشروطه، موضوع حق تعیین سرنوشت و دینداری به مثابه امری شخصی و فردی در این راستا قابل ارزیابی است.

قند و چایی و سیگار و کتاب و نویسندگی روایت بالاترین عشق و حال راوی داستان در زندگی روزمره است که در پس و پشت مشکلات فراوان سیاسی – اجتماعی و از جمله مشکلات چگونگی گذران زندگی روزمره و معیشت، امنیت شغلی و اندیشه ای  که هرچند مجالی قابل اعتنا برای اندیشگی و قلم زنی اهل نظر و اندیشه برجای نگذارده است ولی باز هم روای در چنین شرایط آثار ماندگار خود را خلق می نماید.

کارگردان ضمن تصویر گوشه های مهمی از زندگی محمد علی علومی، افسوس ها و دل زدگی های قصه گوی مردم را پنهان نمی دارد؛ اینکه چرا وی مثلا علوم سیاسی خوانده و به رشته نقاشی روی نیاورد و چرا سیاست در این کشور بد اقبال و کریه المنظر شد. چرا نشانه های نسل قدیم از جمله روحیه نسل قدیم کم رنگ گردید. چرا در این مملکت بعضا نویسنده به مثابه یک عنصر مشکوک دیده می شود؛ حال آنکه نوشتن یک پهلوانی جنون آمیز عاشقانه است که عاشقان چنین مسلکی باید قدر بینند و بر صدر نشینند؛ حال آنکه در عمل چنین نیست.

امید است با بهبود شرایط اجتماعی و مهار ویروس کرونا، مستند داستانی “محمد علی علومی؛ قصه گوی مردم” به کارگردانی مجید فدائی امکان اکران عمومی بیابد و مخاطبان علاقمند به تماشای ان بنشینند

محمد علی علومی قصه گوی مردم

مجتبی مقصودی رئیس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران

سینمای سیار

بررسی رویکردهای استعماری شوروی و انگلیس در ایران از رهگذر سینمای سیار

قدرت های استعمارگر شوروی و انگلیس بصورت گسترده از ابزار تبلیغی سینمای سیار به منظور تاثیرگذاری فرهنگی، در ایران استفاده کرده اند. تاثیر گذاری فرهنگی که هربرت شیلر در نظریه امپریالیسم فرهنگی، آنرا روش نوین استعمارگران، برای تعقیب اهداف سیاسی و اقتصادی خود در کشورهای تحت سلطه می داند. این پژوهش به این مساله می پردازد که، رویکرد سینمای سیار دو قدرت رقیب یعنی شوروی و انگلیس در ایران چگونه بوده است؟ نتایج این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی است و از طریق بررسی اسناد کتابخانه ای، مصاحبه و تحلیل محتوای فیلم ها به دست آمده است نشان می دهد. سینمای سیار شوروی از طریق بستر سازی فرهنگی به دنبال ایجاد هویت های جدید و کاذب در مناطق شمالی ایران بوده تا، یا زمینه الحاق این سرزمین ها را به سرزمین خود را فراهم آورد و یا با ایجاد مناطق خود مختار زمینه حکومت های دست نشانده وابسته به خود را فراهم سازد. اما برنامه تبلیغاتی انگلیس در ایران بر خلاف روس ها تهاجمی نبوده بلکه حالتی تدافعی داشته و فعالیت ها و بسترسازی فرهنگی آنها از طریق سینمای سیار بر خلاف راهبرد هویت سازی جعلی و مقطعی روس ها، فعالیتی ریشه ای، از طریق برنامه های آموزشی و مذهبی داشته و به دنبال تغییر هویت دینی و فرهنگی ایرانیان بوده که در نهایت و دراز مدت استحاله فرهنگی را در ​ایران سبب می شد.

سینمای سیار در ایران